الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

697

علل الشرايع ( فارسي )

باب سيصد و شانزده سرّ گسيخته شدن پرده و آشكار شدن راز بنده حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از عبّاس بن معروف ، از عبد الله بن عبد الرحمن اصم بصرى ، از عبد الله بن مسكان ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام روايت را مرفوعا به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسانده و نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : هيچ بنده اى نيست مگر آنكه بر او چهل پرده و پوشش احاطه كرده است تا هنگامى كه چهل معصيت كبيره از او صادر شود و پس از انجام چهل كبيره پرده ها گسيخته مىشوند و فرشتگانى كه حافظ و نگهبان او بوده و با وى مىباشند مىگويند : پروردگارا ، اين بنده تو است كه پرده ها و پوششها از او كنار رفته است ، حق تعالى به ايشان وحى مىفرمايد كه بنده‌ام را بابلهايتان مستور كنيد ، فرشتگان حسب الامر بارى تعالى با بالهاى خود او را مىپوشانند ، وى هيچ قبيح و عمل منكرى نيست مگر آنكه مرتكبش مىشود و به انجام آنها نزد مردم افتخار نيز مىكند . فرشتگان به درگاه پروردگار عرضه مىدارند : بار الها ، اين بنده ات فعل قبيح و منكرى نيست مگر آنكه انجامش داده و ما از كردار او شرمسار مىباشيم . حق تعالى به آنها وحى مىفرمايد : بالهاى خود را از او برداريد ، هنگامى كه اين عبد عاصى به ما اهل بيت بغض ورزيد و نسبت به ما شروع به اظهار عداوت نمود حق تبارك و تعالى پرده ها و حجابها را كه قبايح او را مستور نموده بودند در آسمان كنار زد و آنها را بر اهل آن ظاهر و روشن ساخت ولى در زمين منكران و كردار زشت او را همچنان بر اهل زمين مستور نگاه داشت ، فرشتگان عرضه داشتند : پروردگارا ، اين بنده گنهكارت همچنان مهتوك السّتر مانده و حجاب از اعمال زشتش كنار نرفته است . خداوند به ايشان وحى فرمود : اگر حاجت و نياز به او مىداشتم فرمان نمىدادم كه بالهاى خود را از او برداريد . باب سيصد و هفدهم سرّ نهى از خوردن گل حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن ابى عبد الله ، از حسن بن